|
شیعه مذهبی جهانی |
سلام دوستان همانطور که گفته شد این وبلاگ در جهت ترویج دین مبین اسلام و مذهب اصیل آن یعنی شیعه اصیل اسلامی دایر گردیده است ، لذا در همین ابتدای امر تصمیم گرفته ام تا برای اثبات حقانیت شیعه عزیز کتابی تحت همین موضوع به اسم حدیث غدیر را که با زحمات گروه معارف و تحقیقات اسلامی قم تهیه شده است را برایتان به صورت خلاصه بگذارم تا اگر خواستید خود کتاب را هم در جهت مطالعه تکمیلی با حجم بسیار مناسب دانلود کرده و مطالعه نمایید خلاصه کتاب :
حدیث غدیر: سند گویای ولایت
غدیر نام سر زمینی است که امروزه متروک است ولی روزی شاهد یکی
از بزرگترین حوادث تاریخ اسلام بوده، و آن نصب علی(ع) به جانشینی پیامبر
گرامی اسلام(ص) است.
گرچه خلفای رویجهات سیاسیکوشیدند این خاطرۀ عظیم تاریخی را از نظرها محو کنند و اکنون نیز بعضی زا متعصّبان به دلائلی که نا گفته پیدا است سعی در محو یا کم رنگ کردن آن دارند.ولی ابعاد این حادث آن قدر وسیع است که قابل پوشاندن یا محو کردن نیست. در این کتاب به مدارک و منابعی در این زمینه برخورد می کنید که شگفت زده خواهید شد، و از خود می پرسید: مسئلۀ به این مهمی که این همه دلیل و مدرک دارد چگونه مورد بی مهری و پرده پوشی قرار گرفته است؟ منبع : http://persian.makarem.ir/compilation/?bi=67&itg=7&s=im
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 19:58 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
رحلت حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(ص) و
شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) را به
امام زمان (عج) و تمام مسلمانان جهان از جمله شیعیان تسلیت عرض میکنیم
![]()
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 2:9 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
اسم اعظم حضرت حق![]() حضرت آیتالله سید محمد كشمیری، استاد ما و از اولیای الهی و اوتاد بود. علمای نجف درباره عظمت پدر ایشان حضرت آیتالله سید مرتضی كشمیری میگفتند، اگر ایشان ادّعای نبوت میكرد نمیتوانستیم ردّ بكنیم. ایشان اهل چنین ادّعاهایی نبود و علمای نجف برای بیان عظمت معنوی ایشان چنین میگفتند. ایشان ارتباط فوقالعادهای با حضرت حقّ، داشت و معجزات و كرامات عجیب و بسیاری از ایشان نقل شده است. داستانهای محیّرالعقولی که بعضی از آنها را به خاطر دارم. آیتالله سید مرتضی هم همینطور بود. معروف و مشهور بود که در نجف، فقط شبهای جمعه از خانه بیرون میآمد و به حرم امیرالمؤمنین - علیه السلام - مشرف میشد و تا قبل از اذان صبح به منزل باز نمیگشت. ایشان چیزی از كسی قبول نمیكرد. مجتهدی مسلم و خیلی مورد توجه همگان، امّا کاملاً منزوی بود. از خانه بیرون نمیآمد و چیزی از بازار نمیخورد. خودش آردی در منزل تهیه میكرد و به نانوای متدیّنی میداد كه برای ایشان این نان را میپخت. خطّش خیلی زیبا بود. تابلوهایی را با عبارت «یا صاحب الزمان أغثنی یا صاحب الزمان ادركنی» مینوشت و به پسرش میداد. او هم آن تابلوها را چاپ میكرد و میفروخت و پولش را به پدر میداد. پدر هم زندگی خود را با آن اداره میكرد. آن وقت ایشان استاد اخلاق ما بود. من به خدمت ایشان میرسیدم. خودشان مكرّر به بنده میگفتند: «به یك حمد خواندن، مرده زنده میكردم». یكی از دفعاتی که به دیدار ایشان رفته بودم، از ایشان اسم اعظم را خواستم. ایشان ندادند ولی گفتند اگر اسم اعظم را میخواهی به در خانه امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - برو و از این اسم شریف: «یا صاحب الزمان أغثنی یا صاحب الزمان أدركنی» نگذر. این اسم اعظم حق است، به آن توجه داشته باش. به دنبالش این ماجرا را برای بنده تعریف کردند که، سفری به خراسان رفته بودم. در مسیر برگشت از تهران به قم رفتم تا یکی از آشنایان و بستگان را ببینم و بعد به عراق بازگردم. در نیمه شبی كه هوا سرد بود، اتوبوس مرا جلوی صحن حضرت معصومه - سلام الله علیها - پیاده كرد. من هم پیاده شدم. یكی از دفعاتی که به دیدار ایشان رفته بودم، از ایشان اسم اعظم را خواستم. ایشان ندادند ولی گفتند اگر اسم اعظم را میخواهی به در خانه امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - برو و از این اسم شریف: «یا صاحب الزمان أغثنی یا صاحب الزمان أدركنی» نگذر. این اسم اعظم حق است، به آن توجه داشته باش. امّا من پیرمرد هشتاد و پنج ساله با چمدان و ساك كجا بروم؟ من که آدرس را بلد نیستم و كسی هم نیست که از او ![]() نشانی را بپرسم. مقداری ایستادم، دیدم خبری نشد. با خودم گفتم ما که صاحب و ملاذ و ملجأ داریم. بهتر است از ایشان استمداد کنم. میگفت، ساك را به یك دست گرفتم و عصا و چمدان را هم به دست دیگر. چشمانم را بستم و در پیادهرو به طور مرتب میگفتم: «یا صاحب الزمان أغثنی یا صاحب الزمان أدركنی» مكرّر این اسم را تکرار میکردم و راه میرفتم. یكدفعه سنگین شدم و بعد از آن نگاه كردم و دیدم بر در یك خانهام. نگاه كردم، دیدم اسم همین اقوام ما بر در نوشته است. در زدم، آمد و دیدم خودش در را باز کرد و متحیرانه از من پرسید، چطور و با چه آمدی؟ گفتم آمدم دیگر و به داخل خانه رفتم. اسم حضرت بقیـةالله(ع) اسم اعظم حضرت حقّ است. در گرفتاریهای روحی، معنوی، جسمی، مادی توجه و توسّلتان به این اسم شریف باشد. خدا شاهد است بنده مكرّر گرفتاریهای مختلفی داشتم مخصوصاً در فشارها و ناراحتیهای خارجی با این ذکر نتیجة قطعی گرفتهام. ذکر «یا صاحب الزمان اغثنی یا صاحب الزمان ادركنی» را یادداشت كنید و در مواقع گرفتاری متوسّل و متوجه به حضرت بقیـةالله ـ روحی له الفدا ـ بشوید، انشاءالله نتیجه قطعی خواهید گرفت. این ذکر، عدد هم ندارد و ایشان به من عدد نفرمودند که برای جواب گرفتن چند بار آن را تکرار کنم. لازم است مرتب آن را تکرار کنید و همین طور بگویید.
منبع : ماهنامه موعود شماره 100
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 1:57 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 5:43 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 5:32 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
سؤال: امام علی(ع) عاقبت تسلیم شدن در مقابل دشمن را چگونه بیان می فرمایند؟ توضیح متن در ادامه مطلب
ادامه مطلب [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 5:29 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 5:27 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 5:25 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
شرح حدیث / راههای جلوگیری از تسلط شیطانشرح
حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیهالسلام توسط حضرت آیتالله العظمی
خامنهای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دیماه 89 (یازدهم صفر
1432).
«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرِينٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْكَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه» شافی، صفحهى 652
فى الفقيه، عن الصّادق (عليهالسّلام)
[حضرت امام جعفر صادق علیهالسّلام فرمودند]: «من لم يكن له واعظ من قلبه و
زاجر من نفسه و لم يكن له قرين مرشد استمكن عدوّه من عنقه». اولين چيزى
كه موجب ميشود كه انسان بتواند در مقابل دشمنش - كه مراد، شيطان است -
ايستادگى كند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [این است كه:] «واعظ
من قلبه»؛ از قلب خود واعظى براى خود داشته باشد. قلب متذكر بيدار، انسان
را نصيحت ميكند، موعظه ميكند. يكى از بهترين وسائلِ اينكه انسان قلب را
وادار كند به موعظهى خود و فعال كند در موعظهى خود، همين دعاهاست،
دعاهاى مأثور - صحيفهى سجاديه و ساير دعاها - و سحرخيزى؛ اينها دل انسان
را به عنوان يك ناصح براى انسان قرار ميدهد. اول اين است: «واعظ من قلبه».
[دوم اینكه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود يك زجركنندهاى، منعكنندهاى، هشداردهندهاى داشته باشد. اگر اين دو تا نبود، «و لم يكن له قرين مرشد»، يك دوستى، همراهى كه او را ارشاد كند، به او كمك كند، راهنمائى كند، اين را هم نداشته باشد - كه اين، سومى است - كه اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدايت كند و مهار نفسِ خودش را در دست بگيرد، [باید] دوستى داشته باشد، همراهى داشته باشد، همينى كه فرمودند: «من يذكّركم اللَّه رؤيته»، كه ديدار او شما را به ياد خدا بيندازد؛ اگر اين هم نبود، «استمكن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطيع كرده است؛ دشمنِ خود را مسلط كرده است بر خود و بر گردن خود، كه سوار بشود. كه [منظور از] دشمن، همان شيطان است. اينها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصيحت كند. بهترين نصحيت كنندهى انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گلهمند نميشود. هر كسى انسان را نصيحت كند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گلهمند ميشود؛ اما خود انسان، خودش را نصيحت كند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت كند، سرزنش كند خودش را؛ اينها خيلى مؤثر است. موعظه كند، زجر كند. در كنار اينها، يا به جاى اينها اگر نبود، آن وقت دوست، رفيق، كه دستگيرى كند انسان را. منبع: http://farsi.khamenei.ir/hadis-content?id=10856
[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 16:45 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
سؤال: با توجه به روایات شیعه امامیه مراد از «اولى الامر» چه کسانى هستند؟ جواب: شیعه امامیه روایاتى را نقل کرده اند که مضمون آن دلالت براین دارد که مصداق «أولى الأمر» اهل بیت(علیهم السلام) هستند، این روایات برخى، متواتر و برخى، صحیح السند مى باشند; پیام این احادیث همسو با دلالت آیات قرآن است; از این رو این احادیث تلقى به قبول شده اند. در اینجا به چند نمونه از آن روایات اشاره مى کنیم:
ادامه مطلب [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 6:30 ] [ شیعه مولا علی علیه السلام ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |